عباس نعلبندیان
بزرگمرد ادبیات و درام در ایران
ردی از کسی باقی نمونه!این برای همه بهتره!
سیگارمو روشن کن همین.
خانوم کجا؟درست اومدید.....همین خونه اس،طبقه سوم،میگن مرد جذابیه...خونواده دوسته!!
امروز هم ریخت،روبروی چهارراه ولیعصر،کارشناسا میگفتن چند تا عابر زیر
آوارن.یه سری میگفتن یه سری تو خود ساختمون بودن،سگا پارس میکردن،پلیسا
جولون می دادن...سواره ها از بس شش دنگ قصه بودن که زاپ از پشت میکوبیدن به
هم و تصادف پشت تصادف.
سیگارمو روشن کن همین!آره می دونم،انقدر گرون شده نمی دونی چی کار کنی!
تو هم بخر،منم می خرم،تو هم راه برو!یا منی؟نه!عمرن با من باشی،ولی من با تو ام!
جمعیت کل دنیا هفت میلیون نفر بیشتر نیست آقا!
کدوم شهرستان صدر جدوله؟بله با شمام!شما که تو هر مسئله ای کارشناسی!
دوربین هشت و سیه،تریبون آزاد و سخنرانی،آقا حرف میزنی!این آینه می خوای موهاتو درست کنی که خوشتیب باشی!
ببخشید خانوم با من ازدواج می کنید؟
سایز کمر شما چنده؟اسلام!دین شما چیه؟
آقا دستمزدت چقدره؟
ناهار چی خوردی؟
سلام
حالت چطوره؟خوبی،بابا اینا چطورن،خوبن،چخبر؟اوضاع ردیفه؟شارژ ندارم کی میر....قطع شد!!!
اسلام و علیک یا امامزاداه صالح...آقا احساس غریبی دارم،آقا حاجتمو .. . . ...
سوت بزن رفیق،سوت بزن!
موسیقی متن/گراس،دود و خاکستر و کراک!دیازپام هزار!تریاک تریاک تریاک،ازلت نشین بی بته!
ترس
ترس
ترس
آغاز سال 1391
خیابان من آتش گرفت........
هیس! ! ! ! ! ! ! !



